خیره سری


(انوری)

  • گستاخی و بی‌شرمی، لجاجت 

مدام به خیره سری خود می‌افزود و معلوم بود که سر ملعنت و آزار دارد. (جمال‌زاده 137)

(دهخدا)

  • تمرد، خودسری، گستاخی (ناظم الاطباء)

نشست از بر تخت کاوس کی/ به خیره سری مست نز جام می(فردوسی)

عقل چه همتای تست کز تو زند لاف عشق/ می نشناسد حریف خیره سری میکند(خاقانی)

 

فایل های مرتبط


هیچ فایلی افزوده نشده است

نظرات مطلب (0)


برای ارسال نظر و فایل باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید

هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است

جستجو